تبليغاتX
عکسها و مطالب جالب

عکسها و مطالب جالب

عکسهای دیدنی و مطالب خواندنی و گوناگون و خبر

10 اختراع مسلمانان که جهان را متحول کرد

 

10 اختراع مسلمانان که جهان را متحول کرد

پروفسور سليم الحسني» رئيس بنياد علوم، فناوري و تمدن  مي گويد: حفره اي در دانش بشر به وجود آمده است زيرا ما از تاريخ رنسانس به تاريخ يونانيان پريده ايم و بخشي را ناديده گرفته ايم. برخی ابتکارات مسلمانان اکنون در موزه علوم لندن به صورت نمايشگاهي درآمده و« الحسني» اميدوار است اين نمايشگاه بتواند مشارکت فرهنگ هاي غير غربي از جمله فرهنگ هاي اسلامي را که زماني در کشورهايي مانند اسپانيا و پرتغال، جنوب ايتاليا و بخش هايي از چين حکمفرما بوده اند، آشکار سازد.

در ميان برترين ابداعاتي که توسط مسلمانان در جهان صورت گرفته و به گونه اي پايه ابداعات جديدتر و پيشرفته تر را فراهم آورده، .«پروفسور سليم الحسني» رئيس بنياد علوم، فناوري و تمدن 10 ابتکار برتر را به اين ترتيب انتخاب کرده است:

جراحي: پزشک مشهور "الزهراوي" يک کتاب مرجع هزار و 500 صفحه اي مصور را از جراحي ارائه کرده که مدت 500 سال به عنوان مرجع در کشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار مي‌گرفته است. يکي از ابداعات مشهور وي کشف امکان استفاده از روده گربه براي بخيه‌زدن جراحت ها بوده است. هم‌چنين اولين جراحي سزارين و ابداع اولين انبرک جراحي نيز به وي منصوب شده است.

ماشين پرواز: "عباس ابن فرناس" اولين فردي به شمار مي رود که اولين تلاش هاي واقعي را براي ساخت ماشين پرنده در جهان انجام داده است. در قرن 9 وي دستگاه بالداري را ابداع کرد و طي آزمايش مشهور خود در کوردوبا در اسپانيا با کمک اين ماشين براي چند لحظه به پرواز پرداخت و سپس به زمين سقوط کرد که بر اثر اين سقوط کمرش شکست. ابداع وي به طور قطع الهام بخش هنرمند و طراح مشهور ايتاليايي لئوناردو داوينچي بوده است.

دانشگاه: در سال 859 پرنسسي جوان به نام «فاطيما‌الفرهي» اولين دانشگاه اهدا کننده مدرک را در «موروکو » بنيان گذاري کرد. خواهر وي «ميريام» مسجدي را در جوار اين دانشگاه بنا کرد که در کنار يکديگر مجتمع "الکاراوين" را شکل داد که اين مجتمع با گذشت هزار و 200 سال هم‌چنان پابرجاست.

جبر: کلمه جبر از نام رساله مشهور خوارزمي رياضي دان پارسي قرن 9 به نام کتاب جبر و مقابله برگرفته شده است. در اين کتاب که بر اساس سيستم هاي هندو و يوناني نگاشته شده است ترتيب جبري جديد سيستم هاي اعداد گويا، گنگ و مقياس هاي هندسي يکپارچه شده است. خوارزمي همچنين اولين رياضي‌داني است که ايده استفاده از توان را مطرح کرد.

نور: بسياري از پيشرفت هاي به دست آمده در مطالعات مرتبط با نور از جهان اسلام سرچشمه مي گيرد.« ابن هيثم» دانشمند سرشناس ايراني يکي از دانشمنداني است که ثابت کرد چشم انسان اجسام را به دليل بازتاب نور روي سطح آن ها مشاهده مي کند و با اين کشف خود نظريه هاي اقليدس و بطلميوس را مبني بر اين که نور از چشم انسان تابش داده مي شود، رد کرد. اين دانشمند بزرگ همچنين کاشف اوليه پديده اتاق تاريک عکاسي به شمار مي‌رود.

موسيقي: موسيقي‌دانان مسلمان تاثير غير قابل انکاري روي اروپا داشته اند. در زمان فرمانروايي «شارلماني» يا «کارل بزرگ» وي تلاش بسياري براي رقابت با موسيقي ايران و کورودوبا در اسپانيا داشته است. از جمله سازهايي که از خاورميانه به اروپا راه يافته اند مي توان به عود و رهاب که در واقع از اجداد ويولون به شمار مي رود، اشاره کرد.

مسواک: پيامبر مسلمانان حضرت محمد(ص) باعث رواج مسواک شده اند و استفاده از اولين مسواک نيز توسط ايشان بوده است. در آن زمان ايشان با استفاده از شاخه‌اي از درختي به نام مسواک (Meswak) دندان هاي خويش را تميز مي کرده اند. موادي مشابه آن چه در شاخه درخت مسواک موجود بوده است اکنون در ساختار خميردندان ها استفاده مي شود.

بيمارستان: بيمارستان هايي که اکنون مي شناسيم در واقع از قرن 9 و از کشور مصر سرچشمه مي گيرند. اولين مرکز پزشکي در جهان بيمارستان احمد ابن تولون بوده که در سال 872 در قاهره تاسيس شده است. اين بيمارستان بر اساس سنت مسلمانان که از بيماران نيازمند حمايت مي کند به افراد نيازمند به صورت رايگان کمک هاي بهداشتي و پزشکي عرضه مي کرده است.

ميل لنگ: فناوري استفاده از اين ابزار براي اولين بار توسط الجزري در قرن 12 ابداع شد که به تدريج در سراسر جهان گسترش يافت و در ابداعاتي مانند دوچرخه و موتورهاي احتراقي داخلي مورد استفاده قرار گرفت.

قهوه: اين نوشيدني که اکنون به اصلي ترين نوشيدني در غرب تبديل شده، براي اولين بار حدود قرن 9 در يمن آماده نوشيدن شده است، سپس توسط گروهي از دانشجويان به قاهره منتقل شد و در قرن 13 به ترکيه رسيد اما تا قرن 16 استفاده از آن در اروپا رواج پيدا نکرد.

 

مطلب مرتبط:

نمايشگاه ‪ ۱۰۰۱اختراع و كشف دانشمندان مسلمان در لندن برگزار شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 1:31  توسط سالار  | 

نمايشگاه ‪ ۱۰۰۱اختراع و كشف دانشمندان مسلمان در لندن برگزار شد

نمايشگاه «‪ ۱۰۰۱‬اختراع و كشف، ميراث مسلمانان در دنياي ما» با هدف نمايش خدمات علمي يك هزار ساله مسلمانان از شمال آفريقا تا چين، که مغفول مانده، در لندن به معرض نمايش گذاشته شد.

به گزارش ايرنا، خبرگزاري فرانسه در گزارشي اعلام كرد: دِين دانشمندان اروپايي به همتايان مسلمان خود در همه چيز، از پمپ آب و نظام گردش خون تا مهندسي و ترسيم نقشه دنيا، روز پنجشنبه در نمايشگاهي در لندن به معرض نمايش درآمد.

اين خبرگزاري افزود: برگزاركنندگان نمايشگاه ‪ ۱۰۰۱‬اختراع اختراع و كشف ميراث مسلمانان در دنياي ما اميدوارند آثار و خدمات يك هزار سال مغفول ماندۀ مسلمانان از شمال آفريقا گرفته تا چين را به صورت پلي بين دانش قديم و دوره نوزایی به نمايش بگذارند.

آنها اميدوارند كه با اين كار به تفاهم بين جهان اسلام و غرب كمك كنند.

پروفسور سليم الحسني كه اندیشۀ برگزاري اين نمايشگاه در موزه علوم لندن از آن او است، گفت: اگر سهم فرهنگ هاي ديگر را ناديده بگيريد، آن وقت احساسي از برتري فرهنگي به شما دست مي‌دهد كه خظرناك است.

وي به خبرگزاري فرانسه گفت: ما با حركت به سوي يك جهان جدید همه شمول بايد سهم همۀ نژادها و فرهنگ ها را در آنچه كه امروز داريم، تصديق كنيم و محترم شماريم و اين نمايشگاه به این منظور برپا شده است.

 

مطلب مرتبط:

10 اختراع مسلمانان که جهان را متحول کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 1:7  توسط سالار  | 

ماست فروش تهرانی 137 سال پیش(عکس)

ماست فروشي در تهران 137 سال پيش

ماست فروش تهرانی 137 سال پیش

پست مرتيط:

تهران 1310 و تهران 1388

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 2:33  توسط سالار  | 

نقصی که سبب موفقیت شد! (حتما بخوانید!)

راز مــوفـقـیــت!


کودکی ده ساله که دست چپش به دلیل یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد…
پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد!
استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاهها ببیند.
در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.
بعد از شش ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.
استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.
سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان ، با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاهها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید.
استاد گفت: “دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی. ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت استفاده کنی.


راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه استفاده از “بی امکانی” به عنوان نقطه قوت است.

 

داستانهای دیگر:

قیمت معجزه ! (یک داستان خواندنی)

پسرک و مداد پدربزرگ (خواندنی و آموزنده)

مدیریت زمان با شناخت سنگهای بزرگ!!(خواندنی و آموزنده)

مردی در سلف سرویس(داستان کوتاه و خواندنی)

قيمت چشم و گوش و دست و پا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 2:43  توسط سالار  | 

پسرک و مداد پدربزرگ (خواندنی و آموزنده)

پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.

 

داستانهای دیگر:

قیمت معجزه ! (یک داستان خواندنی)

مدیریت زمان با شناخت سنگهای بزرگ!!(خواندنی و آموزنده)

مردی در سلف سرویس(داستان کوتاه و خواندنی)

قيمت چشم و گوش و دست و پا ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 2:36  توسط سالار  | 

چند عکس زیبا که با سرعت بالا گرفته شده(عکاسی با سرعت بالا)


 

منبع:سایت دیدن

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 2:5  توسط سالار  | 

نخستین دوربین دیجیتال جهان

 

در سال ۱۹۷۵، یک مهندس شرکت «کداک» به نام استیو ساسون Steve Sasson چیزی را که اختراع کرد که چند دهه بعد انقلابی در عکاسی به وجود آورد: نخستین دوربین دیجیتال دنیا! این دوربین به اندازه یک توستر بود و عکس‌های سیاه و سفید با وضوح ۱۰۰ در ۱۰۰ می‌گرفت، یعنی ۰/۰۱ مگاپیکسل! عکس‌های این دوربین روی یک نوار کاست ذخیره می‌شدند. ذخیره شدن هر عکس ۲۳ ثانیه، طول می‌کشید. این دوربین یک قطعه مبدل آنالوگ به دیجیتال از شرکت موتورلا، یک لنز کداک و یک تراشه CCD از شرکتی دیگر داشت. دوربین‌های دیجیتال کنونی هم از همین ترکیب قطعات برای ثبت عکس‌های استفاده می‌کنند. برای نمایش عکس‌ها، دوربین به کامپیوتر و یک خواننده نوار کاست متصل می‌شد. نمایش هر عکس، ۲۳ ثانیه، زمان نیاز داشت!

منبع:وبلاگ فرزانگان مشهد

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 بهمن1388ساعت 1:22  توسط سالار  | 

قیمت معجزه ! (یک داستان خواندنی)

وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند.
فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي براي مداواي او ندارند.
پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد.

سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.
سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد.
قلک را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.
بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.
جلوي پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود.
دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد
بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم روي شيشه پيشخوان ريخت.

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!
دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد
من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر است؟
داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر پول داري؟
دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد.
مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم، فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات يافت.

پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

دکتر لبخندي زد و گفت: فقط 5 دلار.

آری خداوند بندگان درمانده اش را همواره یاری می کند.

 

داستانهای دیگر:

پسرک و مداد پدربزرگ (خواندنی و آموزنده)

مدیریت زمان با شناخت سنگهای بزرگ!!(خواندنی و آموزنده)

مردی در سلف سرویس(داستان کوتاه و خواندنی)

قيمت چشم و گوش و دست و پا ...

+ نوشته شده در  شنبه 19 دی1388ساعت 0:4  توسط سالار  | 

عجیب‌ترین جمله در زبان انگلیسی!!!


این جمله با کلمه ای یک حرفی آغاز می شود٬ کلمه دوم دو حرفیست٬‌ چهارم چهار حرفی... تا بیستمین کلمه بیست حرفی
نویسنده این جمله یا مغز دستور زبان بوده یا بی کار:


I do not know where family doctors acquired illegibly perplexing handwriting nevertheless, extraordinary pharmaceutical intellectuality counterbalancing indecipherability, transcendentalizes intercommunications incomprehensiblenes s

ترجمه جمله:
نمیدانم این دكترهای خانواده گی این دست خطهای گیج کننده را از کجا کسب میکنند.با این حال سواد پزشکی انها غیر قابل کشف بودن این دست خط ها را جبران کرده و بر غیر قابل کشف بودن انها ( دست خط ) برتری میجوید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 دی1388ساعت 1:8  توسط سالار  | 

سرزمين لي‌لي پوت‌هاي ايراني!

روستاي ماخونيك به‌ دليل قد و قامت كوتاه ساكنان آن، به لي لي پوت ايران و سرزمين آدم كوتوله‌ها مشهور است.

در 142 كيلومتري شهرستان بيرجند واقع در استان خراسان جنوبي كه تا مرز افغانستان فقط حدود نيم ساعت فاصله دارد، روستايي شبيه سرزمين لي لي پوت داستان افسانه‌اي گاليور، وجود دارد.

خانه‌هاي روستاييان ماخونيك شكل هندسي خاصي ندارند و آداب و رسوم ساكنان آن از نحوه قضاوت تا شيوه كشاورزي و از چگونگي تقسيم ارث تا بازي‌ها همگي از گذشته‌هاي دور جريان داشته و بيش‌تر آن‌ها دست نخورده باقي مانده است.


 

 


اهالي ماخونيك اصليت افغاني دارند و در حدود سه چهار قرن پيش به اين ناحيه آمده‌اند. ازدواج فاميلي ميان كوتاه قدها و نوع تغذيه سبب شده بود كه افراد اين روستا كوتاه قد باشند؛ ولي چند سالي مي‌شود، با تغيير وضعيت تغذيه‌ي اهالي و مصرف قرص و قطره آهن، نسل جديد بهتر شده‌اند.
مردم ماخونيك تا 50 سال پيش، چاي نمي‌نوشيدند، شكار نمي‌كردند و اصلاً گوشت نمي‌خوردند و هنوز سيگار نمي‌كشند، چون اين كارها را گناه مي‌دانستند. ورود تلويزيون به اين روستا به معناي ورود شيطان بود و اهالي تا چند سال پيش به تلويزيون مي‌گفتند؛ شيطان. آن‌ها هرگز اجازه نمي‌دادند كودكان پاي تلويزيون بنشينند و جادو شوند.
 

 

 

 

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 2:50  توسط سالار  | 

بدشانس ترین یا خوش شانس ترین؟؟!

 



آدم‌هايي كه در اينجا قصد داريم شما را با آنها آشنا كنيم، بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ هستند. چرا كه براي آنها حوادثي پيش آمده كه معمولاً در زندگي ما رخ نمي‌دهد و يا احتمال وقوع آنها بسيار بسيار كم است.


توتوما ياماگاتچي (Tsutomo yamaguchi): اين مرد ژاپني كه اكنون 93 سال سن دارد، يكي از بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به شمار مي‌رود. در زمان جنگ جهاني دوم، اولين بمب‌هاي اتمي تاريخ بر روي شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي انداخته شدند و ياماگاتچي در زمان هر دو بمباران اتمي، در اين دو شهر حضور داشت. در 6 آگوست 1945، ياماگاتچي براي انجام يك ماموريت كاري عازم هيروشيما شد. هنگامي كه قصد داشت از قطار پياده شود، ناگهان اولين بمب اتمي تاريخ در اين شهر و در 2 كيلومتري او انداخته شد و فاجعه‌ي وحشتناكي را به بار آورد. ياماگاتچي در اثر اين انفجار پرده‌ي گوشش پاره و دچار نابينايي موقت شد. او پس از گذراندن يك شب در پناهگاه حمله هوايي، تصميم گرفت كه از ماموريت خود صرفنظر كند و به شهر خود بازگردد.


سه روز پس از اين حادثه، ياماگاتچي در دفتر رئيس خود، مشغول صحبت با او بود كه ناگهان دومين بمب اتمي تاريخ بر روي اين شهر، ناكازاكي، و اين بار هم در فاصله 2 كيلومتري از او انداخته شد و اين شهر را نيز ويران كرد.


ياماگاتچي از اين دو انفجار جان سالم به در برد و از آن پس به يكي از مخالفان سرسخت بمب‌هاي اتمي تبديل شد. او كتاب‌هاي بسياري را در مورد تجربيات خود نوشته است تا افكار عمومي را نسبت به خطرات بمب‌هاي اتمي آگاه كند.


روي ساليوان (Roy Sullivan) يكي ديگر از بدشانس‌ترين آدم‌هاي جهان است. او هفت بار دچار صاعقه‌زدگي شده است. احتمال وقوع صاعقه‌زدگي 1 در 3000 است بنابراين احتمال اينكه فردي هفت بار دچار آن شود 1 در 000/000/000/ 000/000/000/ 000/22 است. روي از اين صاعقه زدگي‌ها جان سالم به در برد اما در سن 71 سالگي با شليك يك گلوله به زندگي خود پايان داد.


آن هود جز (Ann Hodges): اين زن آمريكايي نيز يكي از بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به حساب مي‌آيد. در 30 نوامبر، تكه‌اي از يك شهاب سنگ سقف خانه او را سوراخ كرد و دقيقاً با آن كه بر روي مبل دراز كشيده بود برخورد كرد. اين حادثه براي همه اتفاق نمي‌افتد و آن اولين انسان تاريخ بود كه آن را تجربه كرد.



وايلت جسوپ (Vielet Jessop) يكي ديگر از آدم‌هاي بدشانس اين روزگار است. حادثه‌اي را كه قطعاً هيچ يك از ما تجربه نكرده‌ايم او سه بار تجربه كرده است.


داستان وايلت از آنجا شروع مي‌شود كه او به عنوان مهماندار در سال 19۱۹ در كشتي «المپيك» مشغول به كار مي‌شود. در 20 سپتامبر همين سال اين كشتي طي يكي از سفرهاي خود با ناوگان ارتش بريتانيا برخورد مي‌كند و غرق مي‌شود. همه مسافران و خدمه‌ي اين كشتي كه وايلت نيز در ميان آنان بوده، نجات مي‌يابند. پس از اين حادثه وايلت تصميم مي‌گيرد شانس خود را در كشتي بزرگتري كه سازندگان آن معتقد بودند هيچ چيز نمي‌تواند آن را غرق كند، امتحان كند.

وايلت در كشتي تايتانيك به عنوان مهماندار مشغول به كار شود و همانطور كه همگي داستان تايتانيك را مي‌دانيد، اين كشتي در اولين سفر خود با يك كوه يخ برخورد كرد و غرق شد. در حالي كه تايتانيك غول پيكر در حال فرو رفتن در آب‌هاي اقيانوس اطلس شمالي بود، وايلت توانست خود را به يكي از قايق‌هاي نجات برساند و خود را نجات دهد. اما ماجرا همين جا ختم نمي‌شود.

چند سال بعد او به عنوان پرستار در كشتي «بريتانيكا» مشغول به كار شد. اين كشتي نيز طي يكي از سفرهاي خود با يك مين دريايي برخورد مي‌كند و غرق مي‌شود. اين بار از قايق‌هاي نجات خبري نبود و وايلت براي نجات جان خود مجبور شد كه به درون آب بپرد. هنگام پرش، سر با قسمتي از كشتي برخورد مي‌كند و از هوش مي‌رود. وقتي به هوش مي‌يابد متوجه مي‌شود كه صحيح و سالم به خشكي رسيده است.


وايلت در سال 1971 در اثر ايست قلبي درگذشت و پيكر او را به دريا سپردند.


آخرين آدم‌هاي بدشانس‌ ما، جيسن و جني لارنس (Jason and Jenny Lawrence) هستند. اين زوج انگليسي در طول زندگي مشترك خود شاهد سه تا از بزرگترين حملات تروريستي جهان بوده‌اند. حادثه‌ي 11 سپتامبر را حتما به ياد داريد. اين زوج روز 11 سپتامبر در حال گذراندن تعطيلات در نيویورك بودند كه بدترين حمله تروريستي تاريخ آمريكا را با چشمان خود مشاهده كردند.


چهار سال بعد، در 7 ژوئن 2005 اين زوج در لندن، شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ انگليس بودند در پي انفجار چندين بمب در مترو لندن 52 نفر جان باختند.


صبر كنيد داستان اين زوج هنوز تمام نشده است. سه سال پس از اين حادثه، اين بار اين زن و شوهر به شر بمبئي در هند سفر كردند. در آنجا نيز اين زوج بدشانس شاهد بدترين حمله تروريستي تاريخ هند بودند: در پي انفجارها و تيراندازي‌هاي فراوان صدها نفر كشته شدند.


اگرچه در ابتدا عنوان كرديم كه اين افراد بدشانس‌ترين آدم‌هاي تاريخ به حساب مي‌آيند اما از طرفي خوش‌شانس‌ترين افراد نيز هستند چرا كه از همگي از همه‌ي اين حوادث جان سالم به در بروند.

منبع:ایران پایا

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 2:33  توسط سالار  | 

مادر بزرگ اوباما هم حاج خانوم شد

یک بازرگان اماراتی مادر بزرگ اوباما رئیس جمهور آمریکا را با هزینه خود به حج برد.
به نقل از روزنامه الوطن چاپ کویت، مادر بزرگ پدری باراک حسین اوباما رئیس جمهوری آمریکا که در کنیا زندگی می‌کند ، پیش از این از سوی سفیر عربستان برای ادای مراسم حج دعوت شد اما تغییر سفیر باعث برخی ناهماهنگی ها و لغو این برنامه شده بود.
پس از این اتفاق مادر بزرگ اوباما معروف به "ماما سارا" خواستار کمک مسلمانان برای رفتن به حج شده بود چرا که نوه اش یعنی اوباما به عنوان رئیس جمهوری آمریکا در صورت کمک ممکن بود با واکنش شدید مخالفانش در آمریکا مواجه شود.
 

 

در پاسخ به این تقاضا یک بازرگان میلیاردر اماراتی به نام دکتر سلیمان الفهیم شخصاً به منزل ماما سارا در منطقه کوفیلو در کنیا رفت و به او پیشنهاد داد به همراه پسرش و با هزینه وی به حج بروند.
ماما سارا نیز این پیشنهاد را پذیرفت بدین ترتیب مادر بزرگ اوباما برای نخستین بار در سن 86 سالگی "حاجیه خانم" می‌شود.
در پایان این مطلب روزنامه الوطن کویت ضمن تبریک به ماما سارا این سئوال مطرح کرده است که آیا این بازرگان اماراتی اقدامات دیگری را نیز برای کمک و دستگیری از نیازمندان در کنیا انجام خواهد داد یا این روند تنها به مادر بزرگ رئیس جمهوری آمریکا مختصر خواهد شد.
سلیمان فهیم از جمله بازرگانان جوان و متمول اماراتی است که با 32 سال سن عهده دار مسئولیت چندین شرکت بازرگانی و باشگاه از جمله "العین" است.
وی هم اکنون رئیس فدراسیون شطرنج امارات نیز هست.

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 2:28  توسط سالار  |